از مجمع دوم هم کاری بر نیامد.دوستانی که آمده بودند به تعداد انگشتان دو دست هم نمیرسیدند. قرار بود در باره ی اساسنامهی پیشنهادی ارشاد تصمیم گیری شود. پیش از این معاون وزیر گفته بود تنها از خانه هایی حمایت میکند که اساسنامهی جدید را مبنای فعالیت قرار دهند. اما شورای مرکزی خانهی کرمان تغییر اساسنامه را موکول به نظر اعضای خانه اعلام کرد. در جلسه ی آتی تصمیم گیری با هر تعداد رسمیت دارد و البته ضروری است. به ملاحظه ی چنین رویدادی، دریغم می آید به پارهای ازمسایل این خانه اشاره نکنم.
خانه مطبوعات کرمان، در 2سال گذشته با کمترین امکانات و بودجه فعالیت کرد و حتی تلاش زیادی شد که محل فعلی خانه پس گرفته شود.خوب؛ در چنین اوضاع و احوالی آنچه میتوانستیم انجام دهیم، کارهایی است که دوستان کم و بیش از آن آگاهند.
برگزاری دوره های آموزش روزنامه نگاری مقدماتی، روزنامه نگاری تکمیلی، ساماندهی عضویتها و صدور کارت، راه اندازی سایت اطلاع رسانی، برگزاری کنفرانسهای مطبوعاتی هفتگی، جلسات هماندیشی، حضور در جشنوارهها و همایشها، برگزاری کلاس عکاسی خبری مقدماتی و تکمیلی، کلاس طراحی و صفحه آرایی ، برنامه ریزی بازدید خبرنگاران از نمایشگاه مطبوعات در تهران و دیدار از برخی شهرستان های استان و برخی مکان ها و نهادها و هماهنگی در اعزام خبرنگار به مناطق امدادرسانی نیروی انتظامی در عملیاتهای جنوب و شرق استان و نیز رسیدگی به پاره ای از مسایل رفاهی خبرنگاران از جمله پرداخت وام و ایجاد کمیته ورزشی نویسان و اخیرا فعال سازی تیم ورزشینویسان و دفاع از شان و جایگاه خبرنگارانی که مورد اهانت یا ضرب و شتم واقع شدند و تعامل با مجموعهی سازمانها و نهادهای دولتی و انجام توصیه های کارشناسی جهت بهبود ارتباط رسانه ای با مطبوعات و بالعکس.
در مقابل ، دوسال گذشته، کل کمک ارشاد مبلغ 3 میلیون تومان بود. این در حالی است که خانه مطبوعات از سال های قبل بالغ بر 4میلیون تومان از ارشاد طلب دارد که در این دوره حتی یک ریال آن وصول نشد. همچنین از کمک 250 میلیون تومانی وزیر محترم ارشاد در جریان سفر رییس جمهور محترم به کرمان، هیچ کمکی به خانهی مطبوعات نرسید. علاوه برآن، مبلغ 2میلیون و 400هزار تومان بابت کنفرانسهای خبری و 310 هزار تومان نیز بابت حق عضویت، کل درآمد ما بوده است. حساب و کتاب همهی دخل و خرج ها در دفاتر ثبت و ضبط است و مورد تایید بازرس محترم نیز قرار گرفته است.
اهم هزینههای ما پرداخت حقوق ناچیز منشی و مسوول اجرایی خانه بوده و مابقی صرف خرید کاغذ و تلفن و فکس و تعمیر کامپیوتر و طراحی سایت و تجهیزات مرتبط و کیک و آب میوه ی جلسات و کنفرانسها و امثالهم شده است.
اگر بعضی از دوستان خوش انصاف گفته اند خانهی مطبوعات باید زمین و ماشین به اعضا میداد، از این بابت به خدا پناه میبرم ، چون هر چه فکر کردم نتوانستم بفهمم چگونه درخانهای که هیچ درآمدی ندارد؛ می توانیم به چنین خدماتی دست یازیم؟ ازاساسنامه هم چیزی در این خصوص دستگیرم نشد!
البته کارهای ناتمام داریم که قطعا دیگران دنبال خواهند کرد؛ مثل تامین زمین برای احداث خانهی مطبوعات، راه اندازی دانشکده خبر، برگزاری دوره های عالی روزنامه نگاری، ساماندهی وضعیت آگهیها و امثالهم.
هرچند معتقدم در شرایطی مناسبتر می شود خانهی مطبوعات را بهتر اداره کرد، اما در مجموع به نظرم خوب عمل کردیم. با دستان خالی و پاهای بسته و بدون دریافت یک ریال مواجب ؛ توانستیم حجم عظیمی از فعالیت ها را سامان بدهیم.
همین جا به دوستان منتقد عرض میکنم؛ به خاطر این شرایط ناهموار آنقدر خستگی به تنم مانده، که برای تمام شدن دوره و تحویل آن به دوستان مشتاق روزشماری می کنم.
برای نمونه حیف است از جشنواره ی ناکام سمنان چیزی نگویم؛ چون دوستان خانه زحمت زیادی کشیدند اما ثمرهی کار آن ها تباه شد . از شرکت کننده ها، برنده ها و داورها عذر میخواهم؛ چون برغم همهی اعتراضم در مراسم روز خبرنگار که خواهان اهدای جوایز مناسب به برندگان بودم تاکنون از ارشاد یا استانداری کمکی نرسیده است. بنابراین از آنها که رتبه آوردند با فروتنی تقاضا میکنم برای دریافت لوح تقدیر خود به خانه ی مطبوعات مراجعه کنند. یادم هست در جلسه با استاندار محترم به ایشان عرض کردم اجازه ندهند برنده ها لوح خالی را به خانه ببرند و ایشان نیز با اشاره ی محبت آمیزی پذیرفت؛ اما از آن روز تا به حال هیچ پاسخ مساعدی دریافت نکرده ام؛ حتی یک کلمه!
اینها را گفتم تا بگویم امور خانهی مطبوعات تنها با تلاش من یا چند نفر از دوستان شورای مرکزی پیش نمیرود. اگر قرار است کاری انجام شود همهی روزنامه نگاران باید بخواهند و همت کنند. با این بیحسی موجود اساسنامهی جدید یا قدیم مشکل ما را حل نمیکند.
