نمیدانم کسی پیدا میشود بگوید با صلح مخالف است؟ اما شنیدن فریاد صلح طلبی کسانی که حمام خون راه میاندازند و برای تیزی شعلههای تخاصم هیچ ابایی ندارند، واقعا مایهی شگفتی است.
دوستان صلح خواه، بد نیست از سر تامل این مقوله را واکاوی کنند. خاورمیانه در نیم قرن گذشته، هیچ زمانی از مهلکه ی جنگ دور نبوده؛ و همیشه هم یک طرف این منازعه امریکا یا اسراییل بوده ؛اما همواره شیپور صلح طلبی در اختیار این دو دولت و نهادهای رسانهای وابسته به آنها بوده است.
در ماجرای تهاجم به افغانستان و عراق هنوز این تبلیغات ادامه دارد، و در حمله به لبنان و غزه مگر گوشمان از این همه صلح خواهی کر نشد،آیا به صرف بیان این واقعیت تلخ که دولتهای افغانستان و عراق آدم کش بودند، میتوان با تهاجم به بهانهی صلح و آزادی موافقت کرد؛ یا در ماجرای لبنان و غزه حق داریم به بهانهی جنگ پشت پردهی دولتها در منطقه چشم بر این همه جنایت ببندیم؟!
عرض من این است، اگر 20 روز بمباران غزه هزار کشته دارد؛ که از این تعداد 998 نفر آن از اهالی غزهاند؛ این نایرهی آتش و خون خاموش نمیشود مگر این که با اعتراض فعال، دولت زورگوی اسراییل را وادار به عقب نشینی کنیم. در غیر این صورت با بیراهه رفتن، به گمان من، به گره زدن طنابی مشغول شدهایم که قرار است با آن دست و پای مردم غزه بسته شود!
پن۱:از دعوت مانیابرای نوشتن درباره صلح متشکرم.
