تبليغاتX
یاد نوشت - تجارت معلمی!
پنجشنبه 4 مهر1387 ساعت 18:45

ازدحام مردم را که می‌بینم هول برم می دارد. والدین به صف شده‌اند. خانم فروشنده تند وتند کتاب‌ها را کیسه می‌کند؛ هر بسته سی چهل هزار تومان آب می‌خورد. بچه‌ها وقت ندارند بیایند بجای پدر و مادر در صف بایستند.

من که دستم توی کار است می‌دانم که تهیه‌ی کتاب کمک درسی از نان شب واجب‌تر شده. می‌گویی نه‌؛ سری به یک مدرسه متوسط به بالا بزن؛ تا ببینی که بچه‌ها سالی دو کیف پاره می‌کنند تا این کتاب‌های سنگین را به کول بکشند.  

یادم  هست دو دهه‌ی قبل؛ خرید و فروش این کتاب‌ها لکه‌ی ننگی بود بر دامان آموزش و پرورش؛ و  مدیران مدارس با چه ضرب و زوری کیف بچه ها را می گشتند. معلم ها هم انتشار این قبیل کتاب ها را  توهین به خود می دانستند. اما حالا،  کیف آقا معلم اگر پر نباشد خالی هم نبست. به این اتفاق اضافه کنید، کلاس‌های تک درس و تستی که این روزها همه را به خود مشغول کرده است. بازار داغ کنکور‌های آزمایشی با آن رقم های نجومی هم به راه است.

یادش بخیر آن‌روزی که به اتفاق امید طاهری رفتیم برای مصاحبه و بدرقه‌ی دکتر بهزاد قادری که داشت می‌رفت تهران تا لابد چندی از دست فضای فرهنگی کرمان بیاساید. با لحنی که صدایش می‌لرزید، گفت:تا کی باید سر کلاسی بروم که پنجاه دانشجو نشسته اند و قرار است همه‌شان هم لیسانس یا فوق لیسانس بگیرند و همه چیز هم به خیر و خوشی تمام شود. معلمی به تجارت تبدیل شده است‌، هرچقدر میزان ساعات تدریس بیشتر باشد پول بیشتری جمع می‌شود، پس آن قداست معلمی چه می‌شود؟

 

 

نوشته شده توسط محمد لطیف کار | لینک ثابت | موضوع: