لج دنیا را در می آوریم ، چون می خواهیم حرفمان به کرسی بنشیند. اما کرسی را که از دست می دهیم، خم به ابرو نمی آوریم. اگر باور ندارید؛ این خبر رابخوانید.
تاجرهای چینی دارند ریشه ی اقتصادمان را از بیخ و بن در می آورند. آن وقت ، ما به کمتر از مدیریت جهان قانع نیستیم!
نمی دانم این خبر تا چه اندازه درست است ؛ اما هر روز رسانه ها خبرهای مشابهی ازاین وضعیت نابهنجار اقتصادی به ما می دهند. نیازی نیست تا اپوزیسیون سیاه نمایی کند؛عنایتی بفرمایید به سخنان مسوولان و مدیران واحدهای صنعتی تا همه چیز دستگیرتان شود.از ماجرای اختلاف مظاهری و جهرمی درباره ی سه قفله شدن بانک مرکزی که باخبرید؟از فحوای کلام این دو بر می آید که صنعت و کشاورزی زیر فشار کمبود نقدینگی و سوء مدیریت دارد از دست می رود.
این همه راگفتم تا برسم به این نکته که باید نگران خاموشی و بی حسی نسل امروز بود. بیخ گوش های ما فاتحه ی اقتصاد خوانده می شود، اما آب از آب تکان نمی خورد ؛ چرا؟ واقعا با این بی حسی چه باید کرد ؟